بهداد متاسفانه همه نقشها را به یک شکل بازی میکند و توجهی به شخصیتپردازی که در فیلمنامه اتفاق میافتد ندارد!
حمید سلیمی فیلمنامهنویس و منتقد سینما در ارزیابی کلی خود از مجموعه تلویزیونی "سقوط آزاد" با اشاره به تدوین خوب کار و این موضوع که برای اولین بار تصویری درست و واقعی از پلیس در این سریال تصویر شده است؛ بازی ضعیف حامد بهداد و بازیگر نقش سپیده، ساختار تصویری و دوربین روی دست و مشکلات دیالوگ نویسی را از نقاط ضعف این اثر یاد کرده و معتقد است انتخاب حامد بهداد برای نقش شخصیت سرگرد صابری که قرار است نماد وظیفهشناسی، مهارت و هوشمندی باشد با شیوه بازی این بازیگر که اکتیو، خودنمایانه و بیرونی است سنخیتی ندارد. بخشهایی از گفتههای سلیمی را در ادامه میخوانید:
امینی نسبتا انتظارات را برآورده کرد
"سقوط آزاد" سریالی خوش ساخت است و علیرضا امینی توانسته است انتظاری که از ایشان میرفت را برآورده کند. از نقاط قوت این سریال تدوین کار است که "سقوط آزاد" را به بهترین نمونههای تدوین آثار تلویزیونی بدل کرده است. در مجموع نتیجه همکاری سینماگران با رسانه ملی تولید آثاری بوده که حداقلی از استانداردها را دارند. از نمونههای اخیر آن میتوان به "سرزمین انسانها" ابوالحسن داودی و "سایه روشن" آرش معیریان اشاره کرد که با وجود ضعفهایی که در بخشهای مختلف دارند شاهد کارگردانی شسته رفته و استانداردی هستیم که باعث شده تولیدات تلویزیونی با سطح کیفی مقبول و مناسبی روانه آنتن شود.
نمونهای موفق در سریالهای پلیسی
در بین سریالهای پلیسی که معمولا آثار ناموفقی هستند "سقوط آزاد" از معدود نمونههای موفق این گونه سریالسازی است. در این سریال فضاسازی به درستی صورت گرفته و برای اولین بار تصویری واقعی از پلیس ایرانی ترسیم شده است البته منهای ضعفهایی که در فیلمنامه وجود دارد و تعدادشان هم کم نیست.
موضوعاتی آشنا برای مخاطب ایرانی
همچنین موضوعات مطرح شده در سریال برای مخاطب ایرانی آشنا و شناخته شده است و اگر در بخشهایی از سریال راجع به مباحث عمومی و تخصصی همچون مباحث اینترنتی صحبت میشود در کنارش شاهد مباحث و مشکلات خانوادگی و به عنوان نمونه کودک آزاری هستیم که این موضوع باعث شده "سقوط آزاد" برای مخاطب عام جذابیت نسبی پیدا کند.
دوربین روی دست آزاردهنده است
وقتی یک سریال برای شبکه سراسری ساخته میشود و همه مخاطبان را در نظر میگیرد باید از یکسری اتفاقات حاشیهای پرهیز کرد. در سینمای جهان ثبت صحنههای اکشن با استفاده از دوربین روی دست امری متداول است و اشکالی بر استفاده از آن وجود ندارد اما به اعتقاد بنده ساختار تصویری این سریال در برخی صحنهها آزار دهنده است بخصوص در بخشهایی که نیازی به این نوع تصویربرداری نیست.
پلانهای زیاد و ریتم مناسب
باز هم اشاره میکنم به تدوین خوب سریال و تعداد کاتهای زیاد. استفاده از پلانهای زیاد باعث شده ریتم سریال متناسب با موضوع شده و دنبال کردن سریال آزاردهنده نباشد.
پلیس یک قدم از خلافکار عقبتر است
فیلمنامه سریال بخصوص در دیالوگ نویسی دارای اشکالات عمدهای است و منطق روایی داستان دارای خلل است. اگر یک خلافکار در شهر تهران به این راحتی میتواند هر نوع عملیاتی را انجام دهد ما نیاز به پلیس مقتدرتری داریم؛ تا اینجای کار پلیس یک قدم از خلافکار عقبتر است.
بهداد همه نقشها را به یک شکل بازی میکند
هر چند که محبوبیت حامد بهداد قابل کتمان نیست و حجم وسیعی از مخاطبان سریال به واسطه حضور این بازیگر جذب سریال شدهاند اما بهداد متاسفانه همه نقشها را به یک شکل بازی میکند و توجهی به شخصیتپردازی که در فیلمنامه اتفاق میافتد ندارد. بهداد بازیگر بسیار توانایی است و به شخصه از علاقمندان بازی ایشان هستم اما انتخاب حامد برای نقش شخصیت سرگردی که قرار است نماد وظیفهشناسی، مهارت و هوشمندی باشد با شیوه بازی ایشان که شیوه اکتیو، بیرونی و خودنمایانه است هیچ سنخیتی ندارد.
پورسرخ نواقص بازیهای قبلش را برطرف کرده
در کنار بهداد به بازی بسیار خوب پوریا پورسرخ باید اشاره کرد که بر خلاف تجربههای قبلی، موفق ظاهر شده و نوافقص بازیهای قبلش را برطرف کرده است. بخصوص صحنههای بازی در سکوت این بازیگر از موفقترین نمونههای بازی ایشان است.
بازی خوب روناک یونسی برای نقش به شدت غیرقابل باور «مانا»
روناک یونس هم موفق شده نقش بشدت غیرقابل باور مانا را باورپذیر در بیاورد. خانم سولماز غنی مثل همیشه حضور گرم و دوست داشتنی دارد و به خوبی از پس نقش برآمده است.
بازی ضعیف بازیگران نقشهای «سپیده» و «سایه»
یکی دیگر از اشکالات فیلمنامه این است که شخصیتهای فرعی هیچگونه پرداختی ندارند. با وجود اینکه نقش سپیده و سایه نیز از نقشهای مهم سریال است بهتر بود از بازیگران شناخته شده و یا بااستعدادتری استفاده میشد که به هر دلیلی این اتفاق نیافتاده است.