ناظمي در سال 67 كارش را از صدا و سيماي مركز كرمان آغاز كرد. تا زمانيكه در سال 72 بهعنوان افسر وظيفه در تهران مشغول خدمت شد كه با توجه به رشته اصلي فعاليتش در راديو تلويزيون ارتش به كار خبرنگاري و گويندگي پرداخت. سال 73 به شبكه 3 سيما رفت. بد نيست بدانيد ناظمي يك كاراته كاي حرفهاي است و در حال حاضر علاوه بردارا بودن دان 3 كاراته، داور بينالمللي اين رشته نيز محسوب ميشود.
اين مجري با سابقه ميگويد: چندي پيش در يكي از خيابانهاي پرترافيك، با خودرويي كه در آن شلوغي دنده عقب ميآمد تصادف كردم. بهرغم اينكه راننده آن خودرو مقصر اين حادثه بود اما بلافاصله پس از پياده شدن از ماشين شروع به داد و فرياد كرد و با جملاتي خارج نزاكت مرا مورد خطاب قرار داد. اين حركت او موجب شد تا در مدت كوتاهي 30ـ20 كارشناس تصادف كه معمولا در تمام خيابانها يافت ميشوند دور ما جمع شوند! من از نگاه تعدادي از جوانان حاضر در صحنه تصادف متوجه شدم كه آنها مرا شناختهاند و شايد به نوعي كنجكاو بودند كه ببينند آخر اين جريان به كجا ختم ميشود كه در همين هنگام يك خودرو عبوري پليس كه متوجه ازدحام جمعيت شد توقف كرد و يك افسر پليس براي بررسي علت تجمع مردم، به ما نزديك شد. در تمام مدتي كه راننده مقصر و من جريان حادثه را توضيح ميداديم آن افسر پليس چشم از من بر نميداشت و من كه ديگر مطمئن شده بودم كه او هم مرا شناخته در آن لحظات قند توي دلم آب ميشد و با خودم فكر ميكردم الان است كه او حق راننده خاطي را كف دستش بگذارد و به اين جريان خاتمه دهد. در همين خيال بودم كه افسر پليس به من نزديك شد و گفت: قيافهات به نظرم خيلي آشناست، سابقه داري؟!
در آن لحظات انگار يك پارچ آب يخ روي سرم خالي كردند. بشدت از حرف او شوكه شده بودم ناگهان چند نفر از حاضرين در صحنه تصادف با هم گفتند: جناب سروان! اين آقاي ناظميه، گوينده اخبار ورزشي! به محض شنيدن اين حرف جناب سروان زد زير خنده و در حالي كه متوجه اشتباهش شده بود جلو آمد و با من دست داد و خوشبختانه قضيه ختم به خير شد...