
دکتر شریعتی:
دائما و شب و روز تمام لحظاتمان را کار می کنیم تابخوریم...
نه اینکه می خوریم تا زندگی کنیم....
ما کوچکترین لحظه تامل درخویش را نداریم
و این لحظه ها هر روز بیشتر از ما گرفته می شود
آه که نادانی انسان خدا را چه رنجی می دهد!
دکتر شریعتی : هر کس مظلوم است خودش ظالم را یاری کرده است
دکتر شریعتی:
خداوندا،مگذار آنچه را که حق می دانم،
به خاطر آنچه که بد می دانند، کتمان کنم
چه شگفت انگیز است روح آدمی در آن هنگام که از ابتذال روزمرگی فراتر می رود و در اوج می پرد!
آنچنان که میفهمندمانهستیم، پس اگر از فهمیدن دیگران رها شدیم از هستن خویش گریخته ایم." دکترعلی شریعتی
دکتر شریعتی: برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جراتلازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کن
کسانی که معنیدوست داشتن، عشق وایثارو خلوص را میفهمند و خوب می فهمند خدا را به آسانی می شناسند.
شریعتی
در دشمنی دورنگی نیست.کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریابودند.
خیلی اوقات آدم از آندسته چیزهای بد
دیگران ابراز انزجارمی کند که
در خودش وجوددارد
آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك میریزد،
زندگی به رنج كشیدنش می ارزد.
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن!
پس تامی توانیخر باش تا خوشباشی.
دل های بزرگ و احساس های بلند،عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند
پرهایش سفید می ماندولی قلبش سیاه میشود
اکنون توبا مرگ رفته ایو من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است دکترعلی شریعتی
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتنددیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم دکتر علیشریعتی
اگر قادر نیستی خود رابالا ببری همانندسیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری دکتر علی شریعتی
به سه چیز تکیه نکن ،غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،بادروغ می بازد و با عشق می میرد دکتر علی شریعتی
من چیستم؟
لبخند پرملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات، گمنام و بی نشان
درآرزوی سر زدن آفتاب مرگ
چه امید بندم در این زندگانی
که در نا امیدیسر آمد جوانی
سرآمدجوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی
آیا در این دنیا کسی هست بفهمد
که دراین لحظه چه می کشم؟ چه حالی دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دربا ودریا...!
حرف هایی هست برای نگفتنو ارزش عمیقهر کسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد
چو کس با زبان دلم آشنانیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که ازیادیاران فراموشباشم
دلی که عشق نداردو به عشقنیاز دارد،
آدمی راهمواره درپی گم شده اش،
ملتهبانه به هر سو می کشاند
مهربانی جاده ای است کههرچه پیش می روند، خطرناک تر میگردد
دوستداشتن کسیکه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است
مسئولیت زاده توانایی نیست، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.
دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.
ارزش عمیقهر کسی به اندازهحرفهایی است که برای نگفتن دارد.
.عشق به آزادی مراهمه عمردر خود گداخته است.
.اگر پیاده هم شده استسفر کن، در ماندن میپوسی.
.خدا و انسان و عشق ، ایناستامانتیکه بر دوش ما سنگینی میکند.
قدرت نیازمند کسی است کهدر برابرشرام گردد.
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت. نه آنچنان که کسی می خواست ، که منکـــس نداشتم . کــتسم خدا بود ، کــس بی کسان.
.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.
استوارماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است.
سخنان کوتاه دکتر علیشریعتی
خدایا آتش مقدس شکرا
آنچنان در من بیفروز
تا همه یقین هایی را
که در من نقش کرده اندبسوزد
وآنگاه از پی توداه ی این خاکستر
لبخند مهر او بر لبهای صبح یقین
شسته از هر غبار طلوع کند