
دلم تنگ است
دلتنگ بودن در کنارت
از جام عشقت،سرکشیدن
با بوسه های گرم مهرت
از کنج غمها، پر کشیدن
تو که می آیی
پنجره ای باز می شود
پرده بی رنگدلتنگی
کنار می رود
آرام میان جانم
خانه می کنی
دلتنگ تر از آن که دلم را بشکانی
من آمده ام یا نشود یانتوانی
من آمده ام تا که به چشم تو بدوزم
چشم های شکست خورده ی رویای جوانی ...
بی حوصله ام
دست خودم نیست
کمی دلتنگ فردایم
فردایی
کهتومی آیی
شاید
من نباشم
این اشک های بی دلیل من
باز هم تو را بهانه می کنند!
میبینی چه شادمان بر سرسره گونه های من میلغزند؟!
حق دارند،آخر از زندان دلتنگیمن،این بار هم گریخته اند
چه شده ست مرا که اینسان به یکباره
همچون آهویی افتاده ام بهدام دلتنگي؟
حس غریبی ست، آری، هوای گریه دارم باز
افسوس! که اشکم شده استحرام دلتنگي
نه از رومم / نه از زنگ
همان بی رنگ بی رنگم
بیا بگشایدر
بگشای
دلتنگم
چه روزای پر از دردی جلو عکست نشستم با بغض سردی
دیگه باتنهاییهام ساختم مطمئن شدم برنمیگردی
تنها زیر سقف شکسته غرق این کابوستکراری
اینجا برگ فاصله برنده شد... نساز آهنگ دلتنگی
شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگم
شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ می جنگم
تو آتش می شوی بر خرمن احساس تنهاییم
تو را با هر نفس می بویم ، اما باز دلتنگم
چرا گریه م نمیگیره
مگه قلب من از سنگه
خدایا من کجامیرم؟
کجای این جاده دلتنگه
آدما خنده هاشون همیشه از دل خوشی نیست ، گاهی شکستن دلی کمتر ازآدم کشی نیست ، گاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره ، یه جمله ی ساده گاهی چقدر واست غم میاره
میدونی فرق عزیز و دلتنگ چیه ؟ دلتنگ کسیه که پیام میده ، عزیزکسیه که پیام میخونه
مینویسم د – ی – د – ا – ر ، تو اگه بی من و دلتنگ منی ، یک بهیک فاصله ها را بردار
می سپارم به نسیم ، بوسه از جنس بلور
دل من تنگ تو باز ، باد در حال عبور
بوی چشمان تو را میرساند به مشام
می دهد آرامش ، به دل نا آرام
من وجودم به تو مدیون و دلم مامن توست
آرزویم نظری روی تو و دیدن توست
من اگر دور ز تو هستم و دلتنگ شدم
با صدای خوش تو غرق در آهنگ شدم
دان من گریه می کردم که از دنیا دلم تنگ است ، من از دنیا گله مندمکه از مهر تو کم دارم ، ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن ، نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن