این اولین همكاری شما با گور وربینسكی نیست. در همكاری مشترك با او چه چیزی بیشتر از هر چیز دیگر، توجه شما را به خود جلب میكند؟
من و گور هنگام همكاری با یكدیگر بسیار راحت هستیم. وقتی 2 نفر بتوانند راحت با یكدیگر كار كنند، بسیاری از مشكلات سر صحنه فیلمبرداری حل میشود و آدم با سختی و اضطراب كمتری روبهرو خواهد شد. سعی میكنم هرچه را كه میگوید بفهمم و در راه اجرای درست آن تلاش كنم. وقتی قرار میشود در یك كار جدید با یكدیگر همكاری كنیم به خودمان میگوییم بیا برویم و این كار را انجام دهیم. دیگر به جنبههای مختلف آن فكر نمیكنیم. از همكاری با او در قسمت فیلم دزدان دریایی كارائیب خاطرات خوبی دارم و تجربیات ویژهای كسب كردم. احساس میكنم ما هنوز میتوانیم در پروژههای مختلف دیگری هم با یكدیگر كار كنیم و هیچ حد و مرز و محدودیتی در این رابطه وجود ندارد. گور از جمله فیلمسازانی است كه شرایطی را فراهم میكند كه تو در مقام بازیگر میتوانی انواع و اقسام چیزها را تجربه كنی و كوشش داشته باشی تا متفاوت باشی.
كار كردن با او متفاوت از كار كردن با بقیه فیلمسازان است؟
هر فیلمسازی روشها و شیوههای خاص كاری خودش را دارد. او هم مثل خیلیهای دیگر ضمن این كه انعطافپذیر است، بعضی وقتها بشدت خشك میشود. با این حال، احساسم این است كه در همكاری با او توانستهام به نقطهای برسم كه تا قبل از این هیچ وقت نرسیده بودم و كمتر كسی هم توانسته به آن برسد. او از هر حركت و اقدام تازهای استقبال میكند و سر صحنه فیلمبرداری فضایی را خلق میكند كه به تو اجازه میدهد تا آنجا كه لازم است پیش بروی و كاراكترت را گسترش بدهی. این مساله یكی از آن جنبههای بانمك و لذتبخش كار با اوست.
شما بازیگری هستید كه همه احساس خود را در جلوی دوربین با چهرهتان نشان میدهید. به همین دلیل، همكاری با یك انیمیشن حكم یك كار ویژه را دارد. آیا «رانگو» با بقیه انیمیشنهایی كه كار كردهاید تفاوت دارد؟
بازیگری در یك فیلم انیمیشن كاملا متفاوت از فیلمهای زنده است. برای قرض دادن صدای خود به یك كاراكتر كارتونی باید یك حس ویژه و مخصوص داشته باشی و این حس را پیدا كنی. همه چیز در اینجا در صدای شما خلاصه میشود. در اتاق ضبط صدا شما هستید و یك میكروفن در جلوی لبهای شما باید به تصویر فیلم كه از روبهرو پخش میشود نگاه كنی و غرق در آن دنیای انیمیشنی بشوی. اگر خودت را به آن نسپاری نمیتوانی كار را به جلو ببری. ما هنگام ضبط دیالوگها پروسه ویژهای را طی كردیم. نكته مهم این بود كه گور فضایی برای كار خلق كرده بود كه كاملا واقعی به نظر میرسید. دنیای انیمیشن یك دنیای عجیب و غریب است و تو باید این دنیا را باور كنی.
برخلاف اغلب انیمیشنهای موفق چند سال اخیر، «رانگو» سهبعدی نیست. آیا مخالف انیمیشن سهبعدی هستید؟ اگر انیمیشنهای سهبعدی فراگیر شوند چه احساسی خواهید داشت؟
من از طرفداران فیلمهای سهبعدی بویژه در قالب انیمیشن هستم. خیلی دلم میخواست «رانگو» هم به همین صورت ساخته شود، ولی دلیل اصلی امر را نمیدانم كه چرا این فیلم به صورت دوبعدی تولید شد.
استقبال تماشاگران از فیلم خوب بود. آیا قسمت دومی هم در كار خواهد بود؟
به احتمال خیلی زیاد بله. البته تهیهكنندگان فیلم هنوز به صورت رسمی چیزی در اینباره نگفتهاند. آنها هیچ صحبتی با من یا گور وربینسكی نكردهاند. ولی به صورت معمول وقتی فیلمی با اقبال عمومی روبهرو میشود، راه برای تولید قسمتهای بعدی و دنبالههای آن فراهم میشود.
وقتی فیلمنامه «رانگو» را خواندید، چه چیزی بیشتر از هر چیز دیگر شما را جذب آن كرد؟
حال و هوای وسترن و روحیهای كه كاراكتر اصلی داشت. احساس میكردم اگر قرار است یك انیمیشن جدید ساخته شود باید حال و هوایی متفاوت از دیگر انیمیشنهای موفق سالهای اخیر داشته باشد. «رانگو» شما را به فضای غرب قدیم و تعدادی از فیلمهای كلاسیك تاریخ سینما میبرد. همیشه دوست داشتم در یك فیلم وسترن بازی داشته باشم. یك وسترن انیمیشنی هم برای خودش غنیمتی است!
در مورد كاراكتر كلانتر فیلم كه به جای او صحبت میكنید، پیشنهاداتی هم به گور وربینسكی دادید؟
نیازی به این كار نبود. شخصیتپردازی او به قدری كامل و غنی بود كه دیگر ضرورتی برای اضافه كردن چیزی به آن وجود نداشت. به جای این كار، تمام تلاشم این بود كه شخصیت كلانتر فیلم را به بهترین شكل ممكن با صدایم خلق كنم. این وجه كار اهمیت بیشتری داشت.
بازی در فیلمهای خاص كودكان و نوجوانان به خاطر آن است كه خودتان پدر شدهاید و صاحب فرزند هستید؟
تا حد زیادی بله. میخواهم در فیلمهایی هم حضور داشته باشم كه مناسب حال آنان است و میتوانند به تماشای آن بنشینند. واقعیت امر را بخواهید، زندگی من تا تاریخ 27 ماه می 1999 حكم یك خیال را داشت. از آن روز كه دخترم به دنیا آمد، تازه احساس كردم كه متولد شدهام و دارم زندگی میكنم. كل زندگی حرفهای من تحت تاثیر این رویداد و مسائل پس از آن است.
دستمزدهایی كه میگیرید صرف چه كاری میكنید؟
من هم مثل بقیه مردم یك زندگی خانوادگی دارم. این پولها خرج زندگی روزمره میشود. البته خرج ما بازیگران كمی بیشتر از خرج مردم معمولی است. در ضمن باید به فكر روزهای بازنشستگی هم بود.
از زندگی در فرانسه راضی هستید؟
بله. فرانسه و بقیه كشورهای اروپایی یك فرهنگ و تاریخ غنی و بزرگ دارند. مردم اروپا خیلی خوب میدانند برای چه زندگی میكنند!
آیا یك زندگی معمولی و طبیعی دارید؟
فكر میكنم همین طور است. خب، من آدمی دمده و قدیمی هستم، از آن آدمهایی كه دوست دارد جلوی یك دریاچه بنشیند و چند ساعت به فضای پیش روی خود خیره شود. آدمی خجالتیام كه كمی هم خیالپرداز است. در همه حال از شهرت متنفرم. حاضر بودم هر كاری بكنم تا این اتفاق نیفتد و مشهور نشوم.
جالب است كه از مهمانیها و مراسمهای هنری دوری میجویید و به دنبال شایعات نیستید.
ما در جامعهای زندگی میكنیم كه شایعهپرداز است و تعجب میكنم بعضیها كار و زندگی خود را رها میكنند تا به خلق شایعات برای شما بپردازند. اگر كسانی پیدا میشوند كه مینشینند و شایعهبافی میكنند، بگذار این كار را انجام دهند. ولی من تمام سعی خودم را میكنم تا بهانه و سوژهای به دست آنها ندهم.
تازه از فیلمبرداری چهارمین قسمت«دزدان دریایی كارائیب» فارغ شدهاید. كار روی این فیلم چگونه بود؟
همه عوامل تولید فیلم خوشحال بودیم كه دوباره دور یكدیگر جمع میشدیم. دیدار مجدد با كاراكتر جك اسپارو برایم جذاب بود. بازی در فیلم كار چندان مشكلی نبود، زیرا آن را قبل از این سه بار تجربه كرده بودم. فرق این یكی با قسمتهای قبلی این بود كه راب مارشال به جای گور وربینسكی روی صندلی كارگردان نشسته بود. جای او در این پروژه واقعا خالی است.
قسمت چهارم به این ترتیب متفاوت از قسمتهای قبلی خواهد بود؟
نه چندان. این قسمت از هر نظر دنبالهای بر سه قسمت قبلی است كه این بار اكشن و ماجراجویی آن كمی بیشتر شده است.
بعد از «آلیس در سرزمین عجایب» و «توریست»، «انیمیشن رانگو» سومین كار موفق شما در یك سال اخیر است. چه احساسی دارید؟
هر بازیگری دوست دارد فیلمهایش با استقبال خوب تماشاگران روبهرو شود. آدم خوششانسی هستم كه 3 فیلمم پشت سر هم با موفقیت مالی و انتقادی همراه بودهاند. سعی میكنم كارهایم را با دقت انتخاب كنم و كمی مشكل پسند هستم.
كار جدید چه دارید؟
یك درام ترسناك دلهرهآور به نام «سایههای تاریك». این فیلم همكاری تازهام با دوست قدیمیام تیم برتن است. تا به حال بیش از 5 فیلم به صورت مشترك با هم كار كردهایم. قصه فیلم یك افسانه گوتیكوار درباره زندگی یك ومپایر است كه با انواع و اقسام هیولاها، جادوگرها، اشباح و آدمهای گرگنما رودررو میشود.