با زهرا موسوی شاعر و سراینده ترانه های برنامه فیتیله | سرگرمی , کلیپ موبایل , فال , جوک , اس ام اس , sms جدید , مجله تفریحی , عکس جالب,تفریح


کاربران


تبلیغات







مطالب پربحث

جستجو



فال
فال ازدواج



روزانه



فال درخت



میوه



شخصیت شناسی



دوستان


اوقات شرعی

اخبار سایت

تبلیغات متنی

فروشگاه ساز آفتاب

فروشگاه سازی پیشرفته قابلیت اتصال به انواع سیستم های خرید پستی و بانکها

نگاه روشن پارس

میزبانی و خدمات وب


مطلب تصادفی
جدیدترین مطالب






فهرست

صفحه نخست گروه اینترنتی مجله من بازی آنلاین مقالات گالری عکس ورورد به گفتگوی آنلاین تماس با ما

دسته بندی

گالری عکس [1019]
احکام [30]
مصاحبه ها [64]
سینمای ایران و جهان [43]
سریال ایران و جهان [36]
ورزشی [140]
فرهنگ و هنر [184]
کار و تجارت [11]
هواشناسی [18]
اقتصادی [58]
ادبی [39]
تاریخی [34]
اجتماعی [144]
حوادث [215]
هنر آشپزی [360]
خانه و خانواده [19]
موبایل [22]
فن آوری اطلاعات [42]
ترفند کامپیوتر [43]
گالری عکس روز [541]
طنز و سرگرمی [136]
اس ام اس روز [347]
طالع بینی [72]
پزشکی و سلامت [754]
تغذیه [234]
خواص میوه ها [111]
آرایشگری [235]
زنان [81]
مردان [56]
مسایل زناشویی [198]
داستان کوتاه [97]
مدل لباس و فشن [141]
مدل مو [31]
مدل کیف و کفش [14]
مدل جواهرات [15]
دانستنی ها [484]
روان شناسی [196]
مذهبی [19]
مجله خانواده [169]
خدماتی [0]
خودرو [26]
فال روزانه [651]
دیدنی و شنیدنی [1049]
جام جهانی 2010 [292]
خواص مواد و گیاهان [102]


تبلیغات



نظرسنجیی

   این سایت را چگونه ارزیابی می کنید ؟


       

  1. بسیار عالی
  2. عالی
  3. خوب
  4. متوسط
  5. ضعیف

        

آمار سایت
افراد آنلاين : 14
امروز : 84
ديروز : 1450
اين هفته : 8190
اين ماه : 12884
امسال : 57898
کل بازديد : 145284
کل مطالب : 8581

مقالات برتر
سایت ساز مهر نسخه دوم - جدید

جعبه پیام

 
نام :
متن :
 

خروجی سایت


خودتو به‌جای من‌بذار
«شاعر و سراینده جوان ترانه‌های برنامه پرطرفدار فیتیله» این تنها تعریفی بود كه از زهرا موسوی داشتم. برنامه فیتیله آنقدر مشهور هست كه از هر چه حرف بزنیم دوباره حرف‌هایمان بومرنگ می‌شود به طرف برنامه فیتیله! اما این برنامه تنها بهانه‌ای شد تا گپ‌مان با زهرا موسوی فراتر از حرف‌های خودمان شود. ظهر یك روز گرم زمستانی! از زهرا موسوی درباره سروده‌هایش در برنامه فیتیله پرسیدم و به پاسخ‌های فلسفی و شاعرانه كودكان رسیدیم! گفت‌وگوی یك ساعته‌مان «از هر دری، سخنی» شد. مدام در طول مصاحبه فكر می‌كردم كه چه شعرهایی بودند كه خواندنشان در كودكی می‌توانسته است این روزهایم را تغییر دهد.

فیتیله برنامه‌ای برای كودكان است؟
یكی از ایرادهایی كه به برنامه ما گرفته‌اند این است كه فیتیله اصلا یك برنامه كودك نیست ولی نظر ما این است كه این برنامه در عین حالی كه برای بچه‌هاست گوشه چشمی هم به بزرگ‌ترها دارد. چون این یكی از بزرگ‌ترین مشكلات جامعه امروز ماست كه پدر و مادر در كنار كودك قرار نمی‌گیرند و ما سعی كردیم با این برنامه بخشی از این مشكل را حل كنیم.

كار به صورت هفتگی برای رسانه باعث نمی‌شود سطح كار كمی پایین بیاید؟
كاملا با شما موافقم. وقتی كه كاری بعد از سال‌ها، تقریبا 8 سال، هر هفته و هر روز تعطیل روی آنتن می‌رود خواسته یا ناخواسته دچار نوعی ركود می‌شود ولی این حرف زمانی مصداق پیدا می‌كند كه یك برنامه با چنین عقبه‌ای كه عرض كردم فقط نشات گرفته از تفكر چند نفر باشد در صورتی كه در هر بخش این برنامه گروه‌های مختلف و متخصصی مشغول به فعالیت هستند و تمام تلاش ما در این برنامه این است كه ما دچار چنین گرفتاری‌هایی كه در برنامه‌های دیگر شاهد آن هستیم، نشویم.

شما را اغلب با عنوان سراینده ترانه‌های برنامه فیتیله می‌شناسند، دغدغه خانم زهرا موسوی منهای این برنامه چیست؟
البته من قبل از این‌كه در برنامه فیتیله مشغول به فعالیت شوم سال‌ها بود كه در بخش شعر و نویسندگی فعالیت می‌كردم و چندین عنوان كتاب نیز داشتم اما از آنجا كه فیتیله رسانه و بستر خوبی است برای این‌كه من اهداف و آرمان‌های خودم را جهت تثبیت عاطفه در خانواده تعقیب كنم بیشترین وقتم را صرف این برنامه كردم ولی دغدغه اصلی من چه در فیتیله و چه در كتاب‌ها و برنامه‌های دیگر این است كه شادی و شناخت، این گمشدگان كودكان امروز را كه سخت به آن نیازمندند فراهم كنم و تمام سعی من این است كه از طریق فرهنگ سازی به این هدف برسم.

در آموزش نكته مهم و اساسی كه متاسفانه كمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، احساس نیاز به مفهومی است كه قرار است منتقل شود.
پس از این كه این نیاز در كودك حس شد، به مرحله دیگری وارد می‌شود كه شدیدا به شناخت و آگاهی احتیاج دارد. من این نیاز و شناخت را برای آموزش كودكان از طریق قصه و شعر بهتر دیدم چون یك شاعر یا نویسنده به پیرامونش طوری نگاه می‌كند كه شاید دیگران به آن شكل نبینند. تمام تلاش من در برنامه فیتیله هم، این بود كه این مباحث را پیاده كنم، چون طبق آماری كه گرفته شده حدود 90 درصد مردم این برنامه را می‌بینند پس امیدوار بودم و هستم كه تلاشم تاثیرگذار باشد.

كودكان امروز با كودكان دیروز فرق دارند این تفاوت چقدر در تولیدات شما مهم بوده است؟
هر انسانی چه كودك چه بزرگسال تابع موقعیت و شرایط زمانی خودش است. این كه آنها خوب بودند یا اینها خوب هستند به نظر من دردی را از ما دوا نمی‌كند. من معتقدم كودكان امروز ما با دوران گذشته فرق دارند. ذهن كودكان امروزی كاملا استدلالی است. كودكان امروزی همیشه «چرایی» دارند. ما به نسبت تفكر آن زمان خود فكر می‌كردیم در صورتی كه بچه‌های الان به محض این كه خطایی از والدین خود ببینند عنوان می‌كنند و از آنها پاسخ می‌خواهند. می‌گویند چرا این خطا را كردید؟ در مقابل هزاران چرای كودكان قرار گرفتن، ما را تازه متوجه می‌كند كه چه كارهایی باید بكنیم و چه‌كارهایی از ما می‌خواهند. من معتقدم ساده ترین چیزهایی كه برای ما مهم نیست برای كودكان كلی «چرا» به همراه دارد. ما آدم بزرگ‌ها از طریق كودكان كاملا مورد قضاوت قرار می‌گیریم.

اولین مخاطب و شنونده شعرهایتان چه‌كسی است؟
پسرم اولین مخاطب است، این اتفاق بارها افتاده كه در مواجهه اول به من گفته این شعر خوب نیست و سعی كردم شعر را تغییر دهم. من هم چراهایی برای خودم دارم. این‌كه چرا شعرم خوب نیست، چرا خوشت نیامد؟ چون كار من با آهنگ و ملودی همراه است. گاهی اوقات شعر خوب است اما موسیقی خوبی ندارد یا برعكس به همین دلیل خیلی مهم است یافتن پاسخی برای این چراها.

برایتان سخت نیست نظر یك كودك 7 ـ 6 ساله را وارد شعرتان می‌كنید؟
بحث شعر از دو جهت مهم است؛ یكی ساختمان و خود فرم شعر و دیگری محتوای شعر. من به عنوان شاعر هم باید قالب شعری‌‌ام را مشخص كنم و هم محتوایی كه قرار است حرف‌ها در قالب آن كلمات گفته شود. در مورد ساختمان شعر حتما او نمی‌تواند به من كمك كند ولی در مورد محتوا و تفكر و زبان شعری خب قاعدتا «ایلیا»، پسرم و هر «ایلیای» دیگری كمك خوبی است تا به نمایندگی از تمام كودكان نظر بدهد.

آیا شما به عنوان شاعر و نویسنده با فرزند خودتان نیز در مورد چراهایی كه گفتید مشكل دارید؟
البته، تا دلتان بخواهد یكی از مشكلات من با فرزندم در مورد خداست كه خدا چیست؟ كیست؟ كجاست و بسیاری از چراهایی كه از من دارد به خاطر این ذهن استدلالی است. البته ذهن همه انسان‌ها استدلالی است، اما ذهن ما انسان‌ها به تنبلی عادت كرده و پذیرفته هر چیزی را كه به او گفته شده است، اما كودكان این‌گونه نیستند. نه این كه همه كارهایی كه ما آدم بزرگ‌ها انجام می‌دهیم غلط باشد نه، ما فقط شرطی شده‌ایم و بدون شناخت و استدلال كارهایی می‌كنیم و چرایی نمی‌پرسیم، اما دغدغه كودك امروز چراهایی است كه دارد.

به نظر می‌رسد در كتاب یكی بود یكی بود تا حدودی به این چراها جواب داده‌اید.
در این كتاب نوجوانانه یك قاصدك سعی دارد تا كسی را پیدا كند كه با او دوست شود، پس برای یافتن حركت می‌كند و در طول قصه با خورشید دوست می‌شود و خورشید غروب می‌كند از او دل‌كنده با ماه دوست می‌شود و ماه نیز پایدار نمی‌ماند.
این قاصدك به دنبال خورشید و ماه و ستاره‌ها برای پیدا كردن یك دوست می‌رود، اما دیگر خسته می‌شود و طبق بحثی كه در مورد احساس نیاز كردم اینجا درست همان جایی است كه نیاز پیدا می‌شود؛ نیاز به دانستن این‌كه كدامین دوست پایدار می‌ماند؟ و این نیاز پررنگ‌تر جلوه می‌كند و حالا درست زمان آن رسیده است كه به نیاز با شناخت پاسخ داده شود، این نیاز شكل می‌گیرد. درست مثل نیاز انسان به آب. زمانی سیراب می‌شوی كه احساس كنی به آب نیاز داری. من سعی كردم در این قصه هدف و زیربنای اصلی دین اسلام را به بچه‌ها نشان بدهم.
دین اسلام یعنی حركت. یعنی رفتن تا یافتن و اینها را در قالب قصه گفتم كه پروانه‌ای‌ می‌آید و به این قاصدك می‌گوید:
تو تو این گردش چرخ روزگار ‌/‌ توی پاییز و زمستون و بهار‌/‌ ندیدی هیچ كجا ردپای یار‌/‌ اون كه هر جا كه تو باشی باهاته‌/‌ خورشید روز و ماه شبا‌ته‌/‌ اون كه مثل سایه دنبال توئه ‌/‌ نمی‌دونستی كه اون مال توئه‌/‌ همه جا رو گشتی به دنبالش ولی‌/‌ از دلت بدجوری دور و غافلی
در واقع می‌گوید دنبال كسی و چیزی می‌گردی كه در خود تو وجود دارد و در وجود خودت جریان دارد، اما تو نمی‌خواهی و نمی‌بینی و در اینجا بحث خداشناسی را عنوان می‌كند كه خداوند بزرگ‌تر از ماه و خورشید توست و این خداست كه تو همه چیز را در آن پیدا می‌كنی.

انتقال مفاهیم مهمی چون خداشناسی در قالب اشعار و قصه‌های كودكانه كار سختی به نظر می‌رسد.
این بحث، بحث بزرگی است درست مانند مخاطبش. كودكی كه مخاطب ماست بزرگ است، متاسفانه ما فكر می‌كنیم به لحاظ این كه سن و جثه او كودك است از نظر تفكر هم بچه است، اما این‌گونه نیست. این كه یك كودك دغدغه فكری‌اش خداوند و چراهای مرتبط با اوست را باید بزرگی دانست. آغاز فهمیدن درست جایی است كه انسان می‌فهمد كه نمی‌فهمد. این كودك سوال دارد و می‌خواهد بداند. من معتقدم كه كار نویسندگی، راهنمایی و ادامه رسالت پیامبری است و چون این رسالت خط و جهت می‌دهد نباید مسوولیتمان را سطحی بگیریم و مخاطبمان را كودكی بدانیم كه فقط باید در مورد مسواك زدن و سلام كردن و مودب بودن برایش هزاران هزار قصه و شعر بگوییم.

كمترین زمانی كه برای یك برنامه شعر گفتید؟
5 دقیقه.

از آن شعر راضی هستید؟
كار هنری به زمان بستگی ندارد. گاهی یك كار در عرض 5 دقیقه گفته می‌شود و گاهی شاید چندین ماه. ولی این اتفاق برای من افتاده و در یك زمان 5 دقیقه‌ای یك شعر سرودم و اجرا شد.

در مورد كارهای خودتان، قضاوت می‌كنید؟
البته قضاوت با دیگران است ولی قضاوت خودم در مورد كارهایم این است كه هنوز تا آنجایی كه می‌خواهم برسم راه زیادی دارم.

شعری كه با آن خیلی كلنجار رفتید و دوستش دارید؟
شعری را برای امام زمان(عج)‌ می‌خواستم كار كنم، اما دلم می‌خواست حرف‌هایی كه می‌گویم، نوعی دیگر باشد. همه در شعرهای مرتبط به امام زمان (عج) به مفهوم انتظار پرداخته‌اند اما من می‌خواستم انتظار را طور دیگری بیان كنم و این خیلی وقت از من گرفت، اما لااقل خودم را راضی كرد.

آن شعر چه بود؟
خودتو به جای من بذار ‌/‌ ببین چه تلخه انتظار‌/‌ دلت میاد كه بی‌توتنهای تنها باشم ‌/‌ تو دریا باشی و من/تشنه دریا باشم

بهترین شعری كه از شما نیست؟
شعر «از علی اصغر خجالت می‌كشم» از آقای رحماندوست،
آب هستم آب هستم آب پاك ‌/‌ جاری ام از آسمان تا قلب خاك
از ته دل دوست داشتم این شعر را من بگویم و حسودیم می‌شود.


  دیدگاه شما : [0] نظر   رای به مطلب :

تگ ها :

با عضویت در این سایت هر ماه برنده یک سفر به جزیره کیش شوید - همین حالا عضو شوید ...


موضوع : مصاحبه ها -
تعداد بازدید : 109 بار
ارسال شده در شنبه 30 بهمن 1389 - 09:45











پرامتیازترین مطالب
پربازدیدترین مطالب
گالری عکس