بیا شب های هجران را سحر کن، به عشق خود دلم را شعله ور کن، در این شبهای سرد بی ترنم، لبانم را پر از شیر و شکر کن
گلی دارم که تو گلها غریبه / نه نارنجه نه لیمو نه سیبه / گلی دارم به دست کس نمیدم / خریدم گوهری و پس نمیدم
در گلستان وجودم تو بدان شمع منی / نازنینم این را بدان همیشه در قلب منی
من همه ی نیلوفران را فرش راهت میکنم / من جهان را فدای یک نگاهت میکنم
خوشبختی را در همین لحظه باور کن،لحظه ای که دلی به یاد توست
اگه عاشقی همش کار دله، پس چرا من همش، فکرم، ذهنم، هوشم، حواسم پیش توست؟؟؟
در فصلی که هوا لطیف و عالیست / فصلی که فصل عشق و فارغبالیست / وقتی که باران به شیشه ها میکوبد، در آغوشم چقدر جایت خالیست
خورشیدی و گرمای محبتت در دست، با آمدن تو ماه چشمش را بست / با سرعت نور سمت تو می آیم، وقتی که چراغ چشمهایت سبز و عالیست
بی رویت آینه کدر خواهد شد / آهم در شهر منتشر خواهد شد / چون بمب ساعتی دلم منفجر خواهد شد
هر شب که انتظارت را میبرم به روز / شرمنده ام که بی تو نفس میکشم هنوز
آسمون هر چی داره، ماه و خورشید و ستاره / وقتی چشماتو ببینه، پیش چشمات کم میاره
میدونی چیه؟ همه ی مردم دنیا میگن چشمای تو قهوه ایه، اما من میگم چشمای تو آبیه، چون تو آسمون قلب منه
اتل متل صفاتو / دلم کرده هواتو / الهی زود ببینم / صورت مثل ماهتو
در را باز کن خبری دارم / قلبم را بشکاف نامه ای دارم / نامه را باز کن، دوستت دارم
اگر دریای دل آبیست، تویی فانوس شبهایش / اگر حرفی زدم از گل، تویی مفهوم و معنایش
دم به دم ساعت به ساعت یادتم / گر خوشم گر ناخوشم در دو حالت بیادتم
با اینکه لب از کلام بستید / ساکت سرجایتان نشستید / امواج نگاهتات دلم را لرزاند / اصلا نکند زلزله هستید شما
پر از دلشوره ام، بی تاب و دلگیرم / کجا ماندی که من بی تو / هزاران بار، در هر لحظه میمیرم
این سینه همیشه راز دارد / همواره به تو نیاز دارد / رفتی که رها شوی ز دستم اما / این رشته سر دراز دارد
باز باران بارید خیس شد خاطره ها / مرحبا بر دل ابری هوا / هر کجا هستی باشد آسمانت آبی / تمام دلت از غصه ها خالی بماند
هر روز رخسار تو گل میچینم / یک روز نبینم رخ تو میمیرم / در حسرت روی تو در تمام ش
طلا، یار با وفا، نسیم صبا، آخر وفا، نفس و هوا، تکی به خدا
تمام روز و شب با بیقراری / به شوق روی تو بیدار هستم / اگرچه بی غرورم زنده ام اما / به شوق لحظه ی دیدار تو هستم