این فاصله ها که بین ما بسیارند / از بودن ما کنار هم بیزارند / یک روز برای دیدنت میآیم / اما اگر این فاصله ها بگذارند
عاشقتم تو این دو روز خوب و بد / با من بمون، باهات میمونم تا ابد
خزان بنشست و گل بادها رفت، چه آسان میشود از یادها رفت
به لبهای تو میسازم کلامی / سرود آشنایی یا سلامی / ندارم جز غم عشق تو در سر، ولی افسوس که از من جدایی
روزی که مرا بر گل رویت نظر افتاد / احساس نمودم که دلم در خطر افتاد / تا چشم من افتاد به گلبرگ جمالت / زیبایی گلهای بهار از نظر افتاد
نمیدانم چرا بیمارم امشب / سکوتی خفته در گفتارم امشب / غم اشک دل آهسته میگفت: / پریشان از فراق یارم امشب
تمام روز و شب با بیقراری / به شوق روی تو بیدار هستم / اگرچه غرورم زنده است اما / به شوق لحظه ی دیدار هستم
مراقب شادی توام همچنان که تو پاسبان شادی منی، در آرامش نخواهم بود اگر در آرامش نباشی