قلبم آسمون میشه به شوق خوابیدن ستاره ی وجودت، کاش از میون همه ی ستاره ها سهیل نشی
من زنده بودم اما انگار که مرده بودم / از بس که روزها را با شب شمرده بودم / یک عمر دور و تنها به جرم اینکه / او س سپرده میخواست، من دل سپرده بودم
چشم لیلا زده ات سوسن شبهای من است، بوسه از باغ لبت خواهش لبهای من است
به قلبم نشستی نگفتم چرا، دلم را شکستی نگفتم چرا، یکی خواب شبهای من را ربود، چو دیدم تو هستی نگفتم چرا
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا / فردا شد و باز هم تو گفتی فردا / امروز دلم ماند و یک دنیا حرف / یک هیچ به نفع دل تو تا فردا
به که گویم غم خویش به سکوت شب سرد یا گل پرپر یاس؟ ای سراپا همه ناز دوریت را چه کنم، تو نباشی من به یک پلک زدن خواهم مرد
هنوز دربه در کوچه های خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه ی حنجره ام / هنوز مثل نخستین نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق محاصره ام
فکر تنهایی نباش، تنهایی خودش تنهاست، تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست
به امید نگاهت ایستادن، به روی شانه هایت سر نهادن، خوشتر از این آرزویی است، دهان کوچکت را بوسه دادن
نرسد دست تمنا چون به دامان شما / میتوان چشم دلی دوخت به ایوان شما / از دلم تا لب ایوان شما راهی نست / نیمه جانی ست درین فاصله قربان شما
بستن زلف رها سنگدلی میخواهد / دل شکستن به خدا سنگدلی میخواهد / چون دلت حال مرا دید نپرسید چرا / سنگ ماندن به خدا سنگدلی میخواهد
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو / یک روز نگشت خاطرم شاد از تو / دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من / یک جان و هزار گونه فریاد