بی تو آغاز میکنم من روزهای زرد را، اشک و آه و ناله ها و درد را، مینویسم بی تو بودن های من پایانم است، بی تو حامل میشوم اندوه و اشک سرد را
دلم با عشق تو عاشق شد، تمام لحظه هایم بهترین شد، ولی بی مهریت کار دلم ساخت، دل تنهای من تنهاترین شد
چنان عاشق چنان دیوانه حالم، که میخواهم از تو از دل بنالم، هنوزم با همین دیوونه حالیم، یه رنگ صادقم صافم زلالم
دوستی فصل قشنگیست پر از لاله سرخ، دوستی تلفیق شعور من و توست، دوستی رنگ قشنگیست به رنگ خدا، دوستی حس عجیبیست میان من و تو
یک نفر آمد صدایم کرد و رفت، با صدایش آشنایم کرد و رفت، نوبت تلخ رفاقت که رسید، ناگهان رهایم کرد و رفت
من و مهتاب و شب و هوای عالی / عزیزم جای تو خالی / عطر گل پر شده باز تو این حوالی / من به یاد تو خوشم تو در چالی؟
به پرستو نباید دل بست زیرا که او نازک دل است، میگریزد از ما، مانند باد از سرما، و فراموش میکند تمام روزهای باهم بودن را
دورم ز یرم ای گل ریحان چی نویسم، من مور ضعیفم به سلیمان چی بنویسم، ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد، با این دل پر درد یاران چه نویسم
پاییز می آید، زمانی که خاطرات شیرین گذشته ی خودم را با تو به یاد می آورم، پاییز همچون بهار دل انگیز میشود، بیا و اینک مرا با خود به آن سوی دریاها ببر، شاید دگر برای پیوستن فرصتی نباشد
ما هر چس تلخی بود امتحان کردیم، ولی دیدم هیچ چیز تلخ تر از ندیدنت نیست
همیشه این واسم سوال بود که عشق چیه؟ اما الا با تو به زیباترین جوابم رسیدم
در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق میگردی؟ عشق من در آینه ای است که هر روز به آن می نگری
به سلام دل نمیبندم، از خداحافظی ها غمگین نمیشوم، دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی
خدایا طاقت هجرش ندارم، تو میدانی که او را دوست دارم، شده در زندگی لیلای عشقم، و من مجنون عشقش در دیارم
چشم لیلا زده ات سوسن شبهای من است، بوسه از باغ لبت خواهش لبهای من است
هر چه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم، سینه میگوید که من تنگ آمدم، فریاد کن
۱ ۲ ۳ ۴ هزار هزار، قطار قطار، پاییزو بهار دیوانه وار تو لاله زار، تو بشه زار مثل بهار، بالا بری پایین بیایی دوستت دارم دیوونه وار
امشب دلم از آمدنت سرشار است / فانوس به دست کوچه بیدار است / آنگونه تو را در انتظارم که اگر / این چشم بخوابد، آن یکی بیدار است
پنهای نیست جز آوار / رفیقی نیست جز دیوار / کجایی ای چراغ عشق / مرا از سایه ها بردار
چو گل های شقایق داغدارم / بیا پرانه شو بنشین کنارم / بزن مرهم به زخم قلبم ای دوست / که خنجر خورده ای این روزگارم
شب ساعت ابری مرا داد به تو / افتاد نگاه خسته ی باد به تو / باران زدو خیس شد تن خاطره ها / باران زد و باز یادم افتاد به تو