
چرا كه هنوز زنان درحجاب كامل بودند. اما صدیقه پذیرفت و با سپنتا قرار داد چهل روزهای را امضا كرد. ولی به دلیل نهایی نبودن فیلمنامه، دیالوگها و امكانات فیلمبرداری ، كار ساختن فیلم به هفت ماه كشید و در ضمن سپنتا بخاطر لهجهی غلیظ كرمانی سامی نژاد ناچار شد داستان فیلم را بگونهای تغییر دهد تا موضوع آن مربوط به ایالات و قدرت حكومت مركزی ایران باشد.

سامی نژاد بعد از دختر لر در فیلم شیرین و فرهاد كه آن هم ساختهی سپنتا بود، بازی كرد و پس از آن بعد از ١٨ سال به ایران باز گشت و مورد انتقاد و سرزنش شدید خانوادهاش قرار گرفت. پس سرخورده از این تجربه، ناگزیر شد خود را از دید مردم پنهان بدارد و سالهای بسیاری را در انزوا بگذراند.

وی در سال ١٣۴٩ هنگامی كه در مقابل دوربین محمد تهامی نژاد برای فیلم مستند «سینمای ایران؛ از مشروطه تا سپنتا» نشست، بر مصائبی كه در طی آن دوران بر او گذشته بود، به تلخی گریست. صدیقه در ایران تا سیكل اول به تحصیل ادامه داد و به چندی بعنوان پرستار در وزارت بهداری مشغول به كار شد. او پس از جدایی از همسرش دماوندی، كه در هندوستان اتفاق افتاد، مدتی به همسری نصرت الله محتشم در آمد كه از او نیز جدا شد و در ازدواج سوم با یكی از بستگانش نیز شكست خورد و چون فرزندی هم نداشت نزدیك به سی سال تا پایان عمرش را تنها زندگی كرد. /صدیقهی سامی نژاد روز دهم اردیبهشت سال ١٣٧۶ در سن ٨١ سالگی در شرایطی كه بسیاری از مورخان سینمایی تصور میكردند سالهاست درگذشته است، چشم از جهان فرو بست و در بهشت زهرا به خاك سپرده شد. یادش گرامی باد!