ماموران با حضور در صحنه جنایت دریافتند این دختر نوجوان كه «بینظیر» نام داشت پیش از آنكه زندگیاش با شلیك گلولهای پایان یابد، با پدرش درگیر شده بود و بعد از درگیری از خانه فرار كرده بود. با افشای این موضوع پدر 50 ساله بینظیر، به اتهام فرزندكشی دستگیر شد و غلامعباس در جریان بازجوییها بارها اتهام قتل دخترش را انكار كرد اما هنگامی كه متوجه شد تمامی قرائن و شواهد برعلیه اوست، لب به اعتراف گشود و پرده از قتل دختر 16 سالهاش برداشت.
«بینظیر» كوچكترین عضو خانواده بود. من او را از همه بیشتر دوست داشتم؛ قراربود با پسرخالهاش ازدواج كند اما كمكم متوجه شدم، به تازگی پسری وارد زندگی دختر نوجوانم شده كه 15 سال از خانوادهاش دور بوده و تمامی طایفهاش جیببر و كفزن هستند و بینظیر به این پسر علاقهمند شده است. دخترم با رفتارش آبرویمان را برده بود. این برایم قابل تحمل نبود.
سركشیهای دخترم مرا كلافه كرده بود و از اینكه به تذكراتم توجهی نمیكرد به شدت عصبانی بودم. بارها او را تهدید كرده بودم تا اینكه روز حادثه، وقتی شنیدم دخترم برای دیدن پسر مورد علاقهاش به كرج رفته، با كمك پسر و همسرم او را پیدا كردم و به خانه بازگرداندم و تصمیم گرفتم آن روز، حرفهایم را عملی كنم و با اسلحه شكاری كه داشتم به سوی او شلیك كردم.
به دنبال اعترافات این پدر و پس از پایان تحقیقات و بازسازی صحنه جرم، صبح دیروز جلسه رسیدگی به پرونده قتل بینظیر در شعبه 113 دادگاه كیفری استان تهران به ریاست قاضی همتیار برگزار شد.
در ابتدای این جلسه «اللهیار شكاری» نماینده دادستان ضمن قرائت كیفر خواست گفت: «مدارك موجود نشان میدهد «بینظیر» از خانه پدرش خارج شده و به قصد دیدن پسر مورد علاقهاش به سمت كرج حركت كرده بود. در بین راه راننده آژانس از موضوع با خبر شده و پس از هماهنگی با عموی «بینظیر» این دختر را به او تحویل میدهد. در نتیجه «بینظیر» به خانه برگردانده و ازسوی پدرش مواخذه میشود. سرانجام پدر عصبانی به ادعای خودش برای شستن لكه ننگ، با سلاح شكاری به دخترش شلیك كرد. بعدها مادر مقتوله رضایت داد و مجرم با قرار وثیقه آزاد شد. نماینده دادستان ادامه داد: مطابق ماده 220 قانون مجازات اسلامی، پدر یا جد پدری در صورت كشتن فرزند از مجازات مرگ (قصاص نفس) معاف است اما چون جنایت «غلامعباس» منجر به اخلال در نظم جامعه شده بود براساس ماده 612 قانون از جنبه عمومی جرم برایش تقاضای مجازات دارم.»
پس از قرائت كیفرخواست، مجرم در جایگاه ویژه قرار گرفت و ضمن بیان مجدد اعترافات خود گفت: «فامیل ما مرگ دخترم را پاك شدن لكه ننگ میدانند و من از دادگاه تقاضای آزادی دارم.»
وكیل مدافع متهم نیز با بیان اینكه «غلامعباس» پس از كشتن عزیزترین فرزندش دچار افسردگی شدید و گوشهنشینی شده است، گفت: «این مرد، روزهای متمادی در یك اتاق در سكوت به فكر فرو میرود و با كسی همصحبت نمیشود. خانهاش هم به زندانی تبدیل شده كه باید مكافات خود را در فضایی آمیخته به خاطرات فرزندش تحمل كند. بنابراین تقاضای صدور حكم آزادی موكلم را دارم.»
در پایان رسیدگی به این پرونده، هیات قضات وارد شور شدند و به اتفاق آرا، مجرم را به سه سال زندان محكوم كردند. سرانجام رای به تایید دیوانعالی كشور رسید و قطعی شد.