این زن به ماموران گفت: بعد از ظهر دیروز برای سر زدن به یكی از دوستانم از خانه خارج شدم. كنار خیابان منتظر تاكسی ایستاده بودم كه یك مینیبوس سفید رنگ مقابلم توقف كرد.
من كه فكر میكردم او با مینی بوس خود مسافركشی میكند، سوار مینیبوس شدم اما همین كه سوار خودرو شدم، با دیدن اوضاع داخل آنجا فهمیدم كه كاسهای زیر نیمكاسه است.
خواستم پیاده شوم اما مرد دیگری كه روی صندلی جلو نشسته بود، كارتی نشانم داد و گفت كه مامور پلیس بینالملل است. او حتی كاور ماموران پلیس را هم نشان داد تا حرفش را باور كنم. سپس با تهدید چاقو و اسپری اشكآور از من خواست ساكت بمانم و گفت كه اگر به حرفش گوش ندهم، با چاقو حسابم را میرسد.
زن جوان ادامه داد: من كه حسابی ترسیده بودم، با التماس از راننده خواستم توقف كند تا پیاده شوم اما او و همدستش بیتوجه به التماسهایم به راهشان ادامه دادند و چند دقیقه بعد، در یك خیابان خلوت توقف كردند. آنها همه پردههای مینیبوس را كشیدند و با تهدید مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند. سپس تمامی طلاها و پولهایم را به همراه گوشی تلفن همراهم سرقت كردند و در حالی كه هوا تاریك شده بود، مرا در محلی خلوت رها كرده و متواری شدند.
شروع تحقیقات
بعد از اظهارات این زن، ماجرا به دادسرای جنایی تهران گزارش و دستور بازداشت مردان شیطان صفت صادر شد. گروهی از ماموران زیر نظر رئیسكلانتری فرجام و سركلانتر شرق تهران وارد عمل شدند و تحقیقات برای یافتن ردی از متهمان شروع شد.
سرهنگ فتحی- سركلانتر شرق تهران- در تشریح عملیات دستگیری متهمان گفت: بلافاصله ماموران همراه با شاكی پرونده راهی خیابانهایی شدند كه احتمال میرفت مینیبوس سفید در آنجا مشاهده شود.
بعد از حدود 2 ساعت گشتزنی در تمام خیابانهای منطقه، این مینیبوس كه در انتهای یك كوچه بنبست پارك شده بود، شناسایی شد. ماموران به سرعت مینیبوس را به پاركینگ منتقل كردند و در بازرسی داخل آن بود كه مشخص شد پلیس با تبهكارانی كاملا حرفهای روبهرو است.
دوربینهای مداربسته
ماموران هنگام بازرسی داخل مینیبوس متوجه 2 دوربین فیلمبرداری شدند كه به طرز كاملا ماهرانهای در داخل مینیبوس كارگذاشته شده بود. وجود تعدادی پتو، چند شمشیر و قمه بزرگ و تعدادی گوشی تلفن همراه و وسایل مخصوص استعمال موادمخدر در گوشه و كنار مینیبوس نیز نشان میداد كه این خودرو فقط برای اجرای نقشههای شوم متهمان تجهیز شده بود و این احتمال وجود داشت كه متهمان افراد دیگری را نیز قربانی نقشه شوم خود كرده باشند.
سرهنگ فتحی ادامه داد: با پیدا شدن این وسایل، تحقیقات برای شناسایی صاحب مینیبوس شروع شد. هنوز چند ساعت از این ماجرا نگذشته بود كه صاحب مینیبوس به تصور اینكه خودرواش از سوی سارقان سرقت شده، به كلانتری رفت تا ماموران را در جریان این سرقت قرار دهد. ماموران نیز وقتی متوجه شدند كه او مالك همان مینیبوس مرموز است، او را دستگیر كردند.
مرد جوان به كلانتری منتقل شد و در بازجوییها به آزار و اذیت زن جوان با همدستی دوستش به نام داوود اعتراف كرد. به این ترتیب ماموران راهی خانه داوود شدند و این مرد را كه همراه 3 نفر از دوستانش در زیرزمین خانه مشغول مصرف مخدر شیشه بود، دستگیر كردند.
عملیات 12 ساعته
سركلانتر شرق تهران با اشاره به اینكه عملیات دستگیری این متهمان تنها 12 ساعت به طول انجامید، افزود: بعد از انتقال مردان شیطان صفت به كلانتری، زن جوان در مواجهه حضوری هر دوی آنها را شناسایی كرد و گفت كه آنها همان افرادی هستند كه وی را مورد آزار و اذیت قرار داده بودند.
وی افزود: از طرفی ماموران در ادامه بررسیها یك لباس عروس و یك روسری زنانه هم از داخل مینیبوس متهمان كشف كردند كه با پیدا شدن این وسایل، فرضیه اینكه افراد دیگری نیز قربانی اعضای این باند شده باشند قوت گرفته است.
فكر میكردم مسافران دیگری همهستند
نخستین شاكی این پرونده زن جوانی است كه متهمان با تهدید او را مورد آزار و اذیت قرار دادهاند. این زن در گفتوگو با همشهری از روز حادثه گفت و اینكه چطور در دام متهمان گرفتار شد.
چطور شد كه به جای سوار شدن به تاكسی تصمیم گرفتی سوار مینیبوس شوی؟
روزی كه این اتفاق افتاد، جمعه بود. من با یكی از دوستانم قرار داشتم و نمیخواستم دیر سر قرار حاضر شوم. از طرفی روز جمعه به سختی تاكسی پیدا میشود. برای همین وقتی مینیبوس مقابلم توقف كرد و راننده گفت مسیرش همان جایی است كه من میخواهم بروم، فریب خوردم و سوار شدم.
همان ابتدا كه میخواستی سوار شوی، به اوضاع شك نكردی؟
فكر میكردم به جز من مسافران دیگری هم داخل مینیبوس هستند. وقتی سوار شدم، شك كردم اما راننده و آن مرد جوانی كه داخل ماشین بود، اجازه ندادند پیاده شوم.
چند ساعت در دام آنها گرفتار بودی؟
حدود 3 ساعت، آنها در داخل مینیبوس بساط شیشه هم داشتند.
چرا همان لحظه كه از ماشین پیاده شدی، نزد ماموران پلیس نرفتی؟
با دیدن كارتها، كاور پلیس و كارت شناسایی كه نشانم دادند باورم شده بود كه پلیس هستند. حسابی گیج بودم و نمیدانستم چه كار باید بكنم. آنها وقتی پیادهام كردند، موبایلم را گرفتند و بعد یك شماره تلفن خواستند تا هر وقت با من تماس گرفتند خودم را به آنها معرفی كنم. تا روز بعد اوضاع روحیام اصلا خوب نبود. اما بالاخره تصمیم گرفتم از آنها شكایت كنم.
شاكیان بیایند
سرهنگ فتحی، سركلانتر شرق تهران گفت: هماكنون متهمان این پرونده برای تحقیقات تكمیلی در اختیار پایگاه چهارم پلیس امنیت تهران قرار دارند و شاكیان احتمالی با اطمینان از اینكه مشخصات آنها نزد پلیس و دستگاه قضایی محفوظ میماند، میتوانند برای شناسایی آنها به پایگاه چهارم پلیس امنیت تهران مراجعه كنند.